از حرف ما،تا
عمل دیگران...
باز هم
کلاس ساعت 30/8 .خوشبختانه و به لطف برخی از مسئولین،چند روزیه که از مسابقاتی که
صبح به منظور سوار سرویس شدن برگذار می شد،خلاص شدیم!!!
روی
صندلی سرویس نشستم و دارم کارایی که باید در طول روز انجام بدم،مرور می کنم.نگاهم
می افته به بغل دستیم.چه تیپی داره!تو شهر ما اینجوری ... هم نمی رن چه برسه به
دانشگاه.صدای آهنگی که از صندلی جلویی میاد،حواسمو پرت می کنه.یه نگاه میندازم
صندلی جلویی.به... اینجا انگار همه قراره برن ... نه دانشگاه.نه،مثل این که این
وضع اپیدمیه.نوع لباس و آرایش.همه یه رنگ و لعابی دارن.
کمی
جلوتر یه نفر با یه مانتوی زیر زانوی سورمه ای ایستاده.چقدر مرتبه.مشخصه خوب فهمیده
دانشگاه جای درسه،نه....
نگاهمو
میندازم بیرون پنجره.یاد یکی از دوستام می افتم؛برام از روز ثبت نام،سختی هاش و
اون همه فرمی که پر کرده بود،تعریف می کرد.یکی از فرما خیلی براش جالب بود!توی این
فرم هر دانشجو متعهد می شد با لباس و آرایش مناسب بیاد سر کلاس!
خدایا
چرا معنی کلمه مناسب رو یادم نمیاد؟مناسب یعنی مانتو های تنگ با هفت قلم آرایش؟یا
نه موهای بلندی که رو شونه های آدم میریزه و پیراهن های چسبون با رنگ های عجیب؟
آره!حتما
معنی کلمه مناسب همینه وگرنه همه با این تیپ نمی گشتن!
چند وقت
پیش تو مجله یه مطلب عجیب خوندم.مقاله در مورد ضوابط پوشش تو دانشگاه های مختلف
جهان بحث می کرد.
اصلا نمی
دونستم،دانشجوهای دانشگاه آکسفورد باید لباس های بلند،گشاد و روپوش های رنگی مصوب
دانشگاه رو بپوشند.یا این که موها باید رنگ طبیعی داشته باشه و از مدل های افراطی
پرهیز کنن!حتی ریش بزی ممنوعه!!!
تو
دانشگاه پزشکی بریستول انگلستان پوشیدن شلوارهای لی و شلوارک مجاز نیست.حتی تو
دانشگاه گرین ویل آمریکا که به قول بعضیا مهد آزادیه(!!!)،آرایش کردن و پوشیدن
لباس های اندام نما مجاز نیست!!!یا دانشجو های آلورنیای آمریکا حق استفاده از لاک
ناخن رو ندارن!
خلاصه تو
این 2 صفحه مقاله،قوانین پوششی 14 دانشگاه از کشور های مختلف جهان مثل
آمریکا،انگلیس،آیداهو و نیجریه نوشته شده بود.جالب این بود که بیشترین ضوابط و به
قول یه عده،محدودیت ها از دانشگاه های آمریکا بود.
حالا یه
عده غر می زنن که چرا غرب پیشرفت می کنه و ما تو همون نقطه ای که بودیم،موندیم!!
دوباره
به بغل دستیم که برچسب مسلمون رو پیشونیش خورده،نگاه میکنم.چقدر حرف ما با عملمون
متفاوت بوده!!!
سرویس
نزدیک ساختمون شهدا ایستاده و بیشتر بچه ها پیاده میشن.
با عجله
بلند میشم و میام پایین.بی اختیار راه می افتم سمت مزار شهید.حالا ایستادم کنار
مزارش.چادرم تو باد تکون می خوره و خاک های مزارش رو پاک می کنه.
چقدر حرف
ما با عملمون متفاوته......
بعد التحریر:دوستان عزیز برای اطلاع دقیق از ضوابط پوشش در دانشگاه های خارج
از کشور می توانند به بولتن های بسیج دانشجویی مراجعه کنند.
+ | نويسنده : اعضای بسیج دانشجویی در تاريخ : پنجشنبه بیست و هفتم آبان 1389 |